تو را دوست ميدارم ولي افسوس كه توهرگز نميداني ، نگاهت ميكنم شايد بخواني ازنگاهم ، ولي افسوس كه تو حتي نگاهم رو نميخواني --- از طرف  نغمه عزيز

چه حقيرند مردمي كه نه جرئته دوست داشتن دارند نه اراده ي دوست داشتن ، نه لياقته دوست داشته شدن و نه متانته دوست داشته شدن و مدام شعر عاشقانه مي خوانند. --- از مريم خانوم


مرد به كرات عشق مي ورزد اما كم و زن به ندرت اما بسيار --- از مريم خانوم


وقتي كسي رو دوست داري  حاضري جون فداش كني

حاضري دنيا رو بدي  فقط يك بار نگاهش كني

به خاطرش داد بزني  به خاطرش دروغ بگي

رو همه چيز خط بكشي  حتي رو برگه زندگي

وقتي كسي تو قلبته  حاضري دنيا بد باشه

فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باشه

قيده تمومه دنيا رو به خاطره اون ميزني

خيلي چيزا رو ميشكني تا دله اونو نشكني

حاضري بگذري از دوستايه امروز و قديم

اما صداشو بشنوي شب از ميون دو تا سيم

حاضري قلبه تو باشه پيشه چشايه اون گرو

فقط خدا نكرده اون يك وقت بهت نگه برو

حاضري حرفه قانون رو ساده بزاري زير پات

به حرفه اون گوش بديو به حرفه قلبه با وفات

وقتي بشينه به دلت از همه دنيا ميگذري

تولد دوبارته اسمشو وقتي ميبري

حاضري جونت رو بدي ، يه خار تويه دستشم نره

حتي يه ذره گردو خاك مبادا تو چشاش بره

وقتي كسي تو قلبته يك چيزه قيمتي داري

ديگه به چشمات نمياد اگر كه ثروتي داري

نزار كه از دستت بره اين گنجه خيلي قيمتي    --- از مريم گل

قلبم را در روشنايي امروز تقديمت مي كنم تا در تاريكيه فردا فراموشم نكني --- از مريم خانوم


گر در بيابان ها صد سال ويران شوي ، بهتر است اندر وطن محتاج نامردان شوي --- از ساناز


صفاي خاطر دلها زدرد است / دل بي درد همچون گور سرد است. --- از ساناز


میروم خسته و افسرده و زار

 سوی منزلگه ویرانی خویش

به خدا می برم از شهر شما

 دل شوریده و دیوانه ی خویش

 می برم که در آن نقطه ی دور

 شستشویش دهم از رنگ گناه

 شستشویش دهم از کله ی عشق

 زین همه خواهش بیجا و تباه

 می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه ی امید مهال

 می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد می رقصد اشک

آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه ی جوشان گناه

 شاید آن به که بپرهیزم من

 بخدا غنچه ی شادی بودم

 دست عشق آمد و از شاخم چید

 شعله ی آه شدم صد افسوس

 که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست

میروم خنده به لب خونین دل

میروم از دل من دست بدار

 ای امید عبث بی حاصل

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟!

دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت!

حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه

غم غریبی عزیزم سرد و شکسته ات نکنه

چادر شب لطیفتو از روت شبا پس نزنی

تنگ بلور آبتو یه وقت ناغافل نشکنی

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون

راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم

رفتیم تا اوج آسمون با ابرا هم سفر شدیم

از وقتی رفتی آسمون پر کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم !

حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته

یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

من میدونم‌من میدونم همین روزاعشق من ازیادت میره

بعدش خبر میدن بیا که داره عشقت میمیره

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه

یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی! با یه غمی دوست دارم

داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر

حرف منو به دل نگیر همش غم غریبیه

تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه!

میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشون بدرقه پاکی لحظه هات کنن

تنها دلیل زندگیم!

با یه غمی دوستت دارم... 
از سروده هاي مريم حيدرزاده

سلامی دوباره

تبسم تو تجسم تمام خوبي هاست ، به تبسمت سوگند ، شاد بودنت براي آرزوي ماست --- از طرف ساناز خانوم


آدم به زمين آمد اين حادثه رويا نيست / اين فرصت بي تكرار عشق است معما نيست --- از طرف آيلار خانوم


حتي اگر ديدن تو برام بشه خيلي محال/مهم اينه دوست دارم فاصله هار بي خيال --- از طرف آيلار خانوم


انسان عزيزانش را فراموش نميكنه بلكه تنها به نديدنشون عادت ميكنه !تقديم به كسي كه عادت به نديدنش مثل فراموش كردنش غير ممكنه --- از طرف آيلار خانوم


خسته در حبس زمينم ، ماه من يادم كن ، به نگاهي به پيامي ،سخني شادم كن --- از طرف ساناز خانوم


اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم ، و يا با آرزو هايم فقط خود را پسنديدم ، گناهم را ببخش اگر از دست من در خلوت خود گريه كردي ، اگر بد كردم و هرگز به روي خود نياوردي ، گناهم را ببخش اگر تومهربان بودي ومن نامهربان بودم ، براي ديگران سبز براي تو خزان بودم ، گناهم را ببخش... ---از طرف آيلار خانوم


ميدوني چرا ميگن بني آدم اعضاي يكديگرند؟ چون يكي مثل تو مياد ميشه قلب من --- از طرف ليلا خانوم


به درد هم اگر خورديم قشنگ است / يه شانه يار هم بوديم قشنگ است / در اين دنيا كه پايانش به مرگ است / براي هم اگر مرديم قشنگ است --- از طرف ليلا خانوم


خاطرم نيست تواز باراني يا كه از نسل نسيم / هر چه هستي ، گذرا نيست هوايت ، يادت ... / فقط آهسته بگو با دلم مي ماني --- از طرف ليلا خانوم


آروم زل بزن به گوشيت .... كاري ندارم !....فقط خواستم بگم ديوونه ي همين نگاتم !! --- از طرف فرزانه

مي گويند روزگار استاد فراموشي هستش اميدوارم تو شاگردش نباشي --- از طرف ساناز خانوم



قلبم را نیازی بیشتری است تا برون ریزم تمامی درد هایم هر چند که دل سفره نیست محرم کجاست ...


و کدامینتان استقامتی چون ... تا بشنود آنگاه که سنگه صبور عاجز ماند نشانم دهید آن کس که سیل اشک مرا دیدن باشد جایی که گونه هایم رفیق نیمه راه سفرم من نخواستم سروی باشم بلند و آزاد یا که تاکی پر حاصل من به برگی زرد در پاییز قانع ام اگر در زیر پای عابری له شوم --- از طرف امیر جان.p9q

سلام دوستانه خوبم

خوب به خاطره اينكه شمارمو از رو سايت ور داشتم تعداده اس ام اسا كم شده ولي ايندفعه يك نفر اينقدر واسم اس ام اس  فرستاده كه جايه خاليه اس ام اس هاي ديگه رو پر كرده ....

 

فرزانه خانوم (Farzaneh.IHAM) با لطفي كه داشتن واسه همه بچه ها يك عالمه شعر و اس ام اس جديد و زيبا فرستادن كه حتي بعضي از اونها سروده هاي خودشون هست منم ميزارم تا همه استفاده كنن.

اونایی که  زرد رنگ هستن از فرزانه خانوم هستن

اومدي شبيه بارون دله من خسته خاكه

واسه اون نم نمه چشمات ، نميدوني چه هلاكه

نمي دوني ، نميدوني واسه من چقدر عزيزي

شايدم مي دوني اما منو باز به هم ميريزي

نمي دونم چي رازيه كه تو چشمات خونه كرده

هر چي هست اونقدر قشنگه كه منو ديوونه كرده

نمي گم عوض شدي تونه هنوزم مهربوني

حدسشومن زده بودم نمي خواي پيشم بموني

روزايه اول اين عشقو عشتياقت تازه تر بود

حالا با صد التماسم ديگه پيشم نميموني

يك روزي خوندم يك جايي از عزيز بي وفايي

واسه دوامه يك عشق عاشقوبايد بروني

رفتيو من تنها شدم با غصه زندگي

قسمته تو سفر شدو قسمته من آوارگي

اگر واست زحمتي نيست سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردم دسته خدايه مهربون

دلم واست شور ميزنه اين دله بي خبر نزار

تو رو خدا با خوبيات روهيچ دلي اثر نزار

يك شب تو پاييز كه غمت سر به سره دل ميزاره

فرزانه همون كسيه كه بيشتر از همه دوست داره

توكه نيستي ... تو كه نيستي قلبه عاشق بي قراره

آرزويه تو رو داشتن باز تو رو يادم مياره

تو بدون كه بي تو هرگز شبه من سحر نميشه

جز تو چشمام واسه هيچكي نميباره ، تر نميشه

هنوزم حسه نيازت از تو قلبه من نرفته

كاش بدوني ، كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته

روزي كه مي خواست بره 10 تا بزره گل بهم داده گفت :

اين 10 تا بزر رو بكار ، هر وقت جوونه زدن من بر ميگردم. منم اونا رو يكي يكي كاشتم ، اما انگار اين آخريه قصده جوونه زدن نداره

من اونقدر عاشق بودم كه نفهميدم يك سنگ ريزه هيچوقت جوونه نميزنه.... يعني اون هيچوقت بر نميگرده....

يك روزي بهت گفتم منو چقدر دوسم داري ؟

گفتي از اينجا تا خدا مهربون

خيلي خوشحال شدم ، اما الان يادم اومد كه بهم مي گفتي خدا از همه چي بهت نزديك تره .

پنجره بسته نشونه رفتنه يك عاشقه

غروبه دلگير ،نشانه رفتنه دقايقه

و ....

سكوته دريا نشانه غرق شدنه يك قايقه

زمونه ازم پرسيد كيو بيشتر از همه دوست داري؟

من راجبه تو هيچي بهش نگفتم،

آخه رسمه زمونه اينه كه هر كي رودوست داري ازت ميگيره.

عشقه من باش تا نميرم

آخه من بي تو ميميرم

نرو تا تنها نمونم بي تو با بغضه شبونم

عزيزم عشقه مني تو

مثله مجنون پره دردي

گريه هايه آسمونم ميگه تو بر نمي گردي

دلم از بس گله داره

روز هارو هي ميشماره

خدا جون كاري بكن تا

بمونه پيشم دوباره

گلكم با من بمون تا بتونم دووم بيارم

آخه ميدوني عزيزم بي تو من طاقت ندارم. --- از سروده های خودشون

دله من بازم گرفته ، تو كه پيشم نمياي

همه روزام غم گرفته ، تو كه پيشم نمياي

گلومو يك بغضه سنگين داره هي چنگ ميزنه

چشامو غبار گرفته ، تو كه پيشم نمياي

من ميگم دوست دارم باز ، اما تو ناز ميكني

تا ميگم بمون پيشم باز ، داري پرواز ميكني --- از سروده های خودشون

تو رو خدا گريه نكن به خاطره منم شده

بزار خيال كنم دلت رازي به رفتنم شده

گريه كني نمي تونم اشكاتو طاقت بيارم

فداي چشمات عزيزم ، خيلي خيلي دوست دارم

بيا تا ليلي و مجنون شويم ، افسانه اش با من

بيا با من به شهره عشق رو كن ، خانه اش با من

بيا تا سر به رويه شانيه هم رازه دل گوييم

اگر مويت چو رز هم شد پريشون ، شانه اش با من

سلام اي غم ، سلام اي آشناي مهربانه دل

پر پرواز باز كن چون پرستو ، لانه اش با من

اگركليدقلبي رونداري،قفلش نكناگرخداحافظي توكارهسلام نكن اگردستيراگرفتي رهايش نكن -- از طرف آقا شاهين

 

پنجره چشاتم ابميوه صداتم چرخ كرده نگاتم تاعمر دارم فداتم . --- از آقا محمد

چه کنم دست خودم نسیت که یادت نکنم ...خواستی گل نشوی تابه توعادت نکن--- از مهديه خانوم

گر چه دوری ز برم، همسفر جان منیقطره اشکی و در دیده گریان منیاین مپندار که یادت برود از نظرمخاطرت جمع که در قلب پریشان منی... --- از سيما خانوم

خرابه های قلبم از تمام خانه های جهان زیباتر است چون تو درآن سکونت داری--- از سيما خانوم

گردلي دارم بدان دردست توست گرتني دارم بدان سرمست توست گردلم بشكني بادست خود دل نگيرم ازتو چون دل هم مست توست.--- از ليدا خانوم


 

 سفارش

 

 از دست تو رنجيدمو چيزي نگفتنم

 

با ديگرانت ديدمو چيزي نگفتم

 

كلي سفارش كرده بودي من نفهمم

 

اين نكته رو فهميدمو چيزي نگفتم

  

چرا بايد؟

 

هميشه عكسه نازت روبرويم

 

نگاهه تو دليله جستجويم

 

چرا بايد تمامه حرف ها را

 

بدون تو به تصويرت بگويم؟

  

 درد مي كشم

  

به روي برگه زندگي دو خط زرد ميكشم

 

و چشمه عاشقه تو را كه گريه كرد ميكشم

  

تو رفتي و بدونه تو كسي نگفت با خودش

 

كه من بدون تو چقد درد ميكشم

 

  به دل هميشه دريات

 

آسمون آرزمو پر از ابرهايه تيره

 

لالايي واست بخونم تا شايد خوابت بگيره

    

اگر از خواب نپريدي تويه خواب خدارو ديدي

 

يه جوري بپرس ازش كه دلامون چرا اسيره

 

 اما بهتره بدوني طبق اصله مهربوني

 

دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزيره

 

  چشمايه تو شده خسته بغض آرزوت شكسته

 

اما باز تو فكره ايني اگه من رو نپذيره

  

بهتره بيدار نشيني اونو تويه خواب ببيني

 

واسه ديوونه بودن عزيزم هميشه ديره

 

 خوش به حاله بعضي مردم كه شدن تو زندگي گم

 

التماس سرخ سيب ها پيششون چقد حقيره

  

نه به فكره عطره ياسن نه به فكره التماسن

 

خنده داره واسشون كه دله ما يه جايي گيره

 

چي بگم شبم تموم شد نديدم اونو حروم شد

 

كاش ميدونست يكي اينجا بدجوري واسش ميميره

از سروده های مریم حیدرزاده

دوباره از همه دوستان به خاطر اس ام اس ممنونم ، اما به دلیله اینکه یک سری افراد سودجو مزاحم میشدن شمارمو از رو سایت بر میدارم ولی هر کی بازم خواست مطالبش یا اس ام اس هاش رو وب قرار بگیره میتونه داخل یک فایل متنی ذخیره بکنه و بعد واسم میل کنه.

 در گلستان وجودم ندهد هیچ گلی بوی تو را  .......   تو گل عشق منی از دور می بوسم تورا --- از طرف مهسا

 

گلی چیدم فرستادم برایت --- ولی آن را فشردی زیر پایت ...  مگر گل هدیه ناقابلی بود --- تو از گل بهتری جانم فدایت ---  از مهسا

 

من امشب از فراق یار گریم ..... بسان عاشقان زار گریم ..... رفیق نیمه ره شد یار دیرین ..... دلم افسرده است زار گریم --- از طرف آیلار (تقدیم کردن به دوستدارشون آقا محمد)

 

خرابه های قلبم از تمام خانه های جهان زیباتر است چون تو درآن سکونت داری --- از طرف لیلا

 

گر چه دوری ز برم، همسفر جان منی ..... قطره اشکی در دیده گریان منی ..... این مپندار که یادت برود از نظرم ..... خاطرت جمع که در قلب پریشان منی--- از طرف مریم

 

چه کنم دست خودم نسیت که یادت نکنم ..... خواستی گل نشوی تابه توعادت نکن --- از طرف مریم

 

انسان نقطه ایست میانه 2 بی نهایت : 1.بی نهایت لجن2.بی نهایت فرشته (دکتر شریعتی) --- از طرف سوده

 

کلاغو طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدن ، طوطی اعتراض کردو زیبا شد ، کلاغ به رضای خدا راضی شد و اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد --- از طرف مهران

 

پنجره چشاتم ، ابميوه صداتم ، چرخ كرده نگاتم ، تاعمر دارم فداتم --- از طرف سهیل

 

ای معنی انتظار یک لحظه باییست ..... دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست ؟ ..... یک لحظه باییتو یک جمله بگو ..... تکلیفه دلی که کردی رفتی چیست؟ --- از طرف سوزان

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید


Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون



Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

No! Therefore I cannot love you
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم

True love never dies for it is lust that fades away عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"
عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"
ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب

حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه

 

ایمیل از طرف سارا خانوم

سلام دوستانه گلم

 

تو این مدت که نبودم دوستان اس ام اس زیادی فرستادن از همتون ممنونم

اس ام اس های این چند وقته

 

نخستين متهم تاريخ كسي است كه نداند قلب چه كسي برايش مي تپد.   --- از طرف علي آقا

 

گاهى دل اين قدرتنگ ميشه كه گريه هم كم مياره/يه حرف خيلي ساده هم گاهي چقدرغم مياره/خنده تلخ آدماهميشه ازدلخوشي نيست/گاهي شكستن دلي،كمترازآدمكشي نيست --- از طرف آقا بهنام        

      

کاش می شد اشک راتهدید کرد.مدت لبخندراتمدیدکرد .کاش می شددرمیان لحظه ها,‎ لحظه دیداررانزدیک کرد. --- از طرف آقا بهنام

 

بوسه يعني وصل شيرين دو لب ، بوسه يعني خلسه در اعماق شب ، بوسه يعني مستي از مشروب عشق ، بوسه يعني آتش و گرماي شب ، بوسه يعني لذت از دلدادگي ، لذت از شب،از ديوانگي ، بوسه يعني آغازي براي ما شدن ، لحظه اي با دلبري تنها شدن ، بوسه آتش مي زند بر جسم و جان ، بوسه يعني عشق من،با من بمان ، بوسه را تكرار مي بايد نمود ، بوسه يعني وصال دو رود. ---از طرف لیدا جون

 

ای که حرفه همه عالم شده آوازه ی تو .... خودمو دوست دارم اما نه به اندازه تو --- از طرف سمیرا خانوم

 

رفتم به سویه ساحل به سویه موجه دریا  .... دریا همون دریا بود ، شن ها همون شن ها بود ... اما فقط یاد تو به جایه تو اونجا بود. --- از طرف لیدا جون

از رو بر گر داندن ديگران نگران نباش تا وقتي نگاه خدا رو به توست! --- از طرف لیلا خانوم

 

منتظر باش اما معطل نباش ، تحمل بکن اما توقف نه ، صریح باش اما گستاخ نه ، قاطی باش اما لج باز نه ، بگو آری نگو حتما ، بگو نه اما نگو ابدا --- از طرف سمیرا

 

ميخواستم اسمتو رو سينم خالكوبي كنم اما ترسيدم صداي قلبم تو رو اذيت كنه --- از طرف لیدا خانوم

 

 شيشه دل را شكستن را احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد از هم مي پاشه  --- از طرف شبنم خانوم

وقتی قفس با آسمان فرقی ندارد  ...  امروزو فردا بی گمان فرقی ندارد ، تا نزده مردم یاسمن بی شاخه زیباست  ...  هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد  ... وقتی برای مرده بودن زنده هستیم، گهواره با تابوتم فرقی ندارد. --- از طرف محمد آقا

 

ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست ... یا من مستو خرابم یا ساز تو ساز نسیت  ....امشب مخالف می نوازد تار تو .... یا من مستو خرابم یا تار تو تار نیست؟ --- از طرف محبوبه

 

 درد رو از هر طرف كه بخوني درد است بيهوده دنبال ميانبر نباش. --- از طرف شبنم خانوم

 

نشكن دلي كه اميدش به توست خواهد گذشت بر او ولي اين شكست توست. --- از طرف لیدا

 

شمابه جرم حمل مرام وداشتن صفابه حبس ابددرقلب من محكوم هستيد. --- از طرف لیدا

 

¤¤¤¤()¤¤¤¤  اين ساعت مچي منه عقربه هاشوبرداشتم تانفهمم چندوقته ازت دورم. ---  از طرف لیلا

 

گردلي دارم بدان دردست توست، گرتني دارم بدان سرمست توست ، گردلم بشكني بادست خود دل نگيرم ازتو چون دل هم مست توست. --- از آقا اکبر گل

 

نخواهم گل كه گل بى اعتباراست تمام عمرآن فصل بهار است توراخواهم من از گلهاى عالم كه ياد توهميشه ماندگاراست . --- از طرف شیرین خانوم

من از طرحه نگاه تو امید مبهمی دارم ، نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم. --- از طرف فاطمه خانوم

 

بزرگی پرسید : یک دوست می خوای یا یک دنیا ؛ گفتم : هیچکدام، چون یک دوست دارم که اندازه یک دنیاست. --- از طرف مهسا جون

 

دوباره از دوستانه عزیز بخاطره اس ام اس های زیبا و زیادشون تشکر می کنم .



 

هرکسی عاشق نشد دیوانه نیست

هرکه دیوانه نشد پروانه نیست

در پی عــــشق تو دل دیوانه شد

شمع گشتی ودلـــم پروانه شد

ازلهیب عشـــــــق تو افروختم

عــــشق را به سادگی نفروختم

ناگهان در بی کسی ها گم شدم

رفتی وافســـانه ی مردم شدم

تا به کی چشم انتظاری سوختم

بس که چشمم را به راهت دوختم

تا به کی دیدار چشمت در خیــــال

زندگــــی با آروزهای محــــــال

 

 

اس ام اس ها

چگونه بفرستم تپشهاي قلبم را براي تو تا باور كني كه تو را از ياد نميبرم . -- از نسترن خانوم

قيمت ميوه افزايش يافته .....قدر خودتو بدون هلو -- از مهلا خانوم

هيچگاه فاصله ها حريف خاطره ها نيستند... . . . . . . . .بيادتم -- از مهلا خانوم

دورم زتو اي گلشن جانان چه نويسم/من مرغ ضعيفم به عزيزم چه نويسم/ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد/ با اين دل تنگم به عزيزم چه نويسم ؛ -- از طرف فاطمه خانوم

قشنگترین لحظه هایم را به پای ساده ترین دقایقت خواهم ریخت تا بدانی عاشق ترین پروانه عالم کیست! -- از فائزه خانوم

گريه مي كنم تو را در اشك هايم ميبينم اشهايم را پاك مي كنم تا كسي تورانبيند. -- از طرف سيمين

دوست داشتن ايستادن زير باران و خيس شدن نيست. دوستى آن است كه يكى براى ديگرى چترى شود و آن يكى هرگز نداند كه چرا خيس نشد. -- از طرف سيمين

تورابه دادگاه خواهند کشاند شاید به حبس محکوم شوی جزییات جنایتت معلوم نیست امااثرانگشت راروی قلبی شکسته پیدا کرده اند. -- ناشناس

اس ام اس های دوستان

زمستون بهونست برف از آسمون خسته ميشه ، پاييز بهونست برگ از درخت سير ميشه ، اس ام اس بهونست دلم برات تنگ ميشه – از زهرا خانوم

ميدوني شباهت قهوه با تو تو چيه ؟ 1- رقيقه مثله قلبت 2- سنگينه مثله عقلت 3- خوش رنگه مثله چشمات 4- تلخه مثله دوريت -- از فاطمه خانوم

هر چي عشقه با نگينش،هرچي خوبه بهترينش، آسمونا با زمينش، همشون فداي تو—از زهرا خانوم

ديگه به اين شماره زنگ نزن إس ام اس هم نده مى خوام خطم و بفروشم باپولش ناز نگاتو بخرم. --از طرف ليلا

3 گل تو دنیا تكند.1گل سرخ كه مظهر عشقه 2گل شقایق كه دلم مثل دلش خونه 3 گلی كه داره این SMSرا میخونه. از زهرا خانوم

می دانیددلیل خسوف وکسوف چیست؟ماه وخورشیدبرای دیدن روی ماه تو گاهی باهم دعوا می کنند.--از طرف الناز

پايه مورچه هارو تصور كن (الاهي) حالا تصور كن جوراب پاشه. حالا تصور كن جورابش سوراخه . دلم واست اندازه سوراخه جورابه مورچه شده. از آقا محمود

محبت مثل سکه می مونه اگه بیفته توی قلبی نمیشه درش بیاری اگه بخوای درش بیاری باید اول قلبو بشکنی! -- از طرف مریلا

يه آسمون ستاره°يه دشت پرشقايق°دلم هميشه با تو°تو اوج هر دقايق°نگاه خسته من°به ساعت رو ديوار°كه مي گذره به سرعت°به انتظار ديدار° -- ناشناس


اس ام اس های دوستان

 

آخر يه روز پرينته قلبمو ميگيرم تا باورت بشه با هر نفس 1000 بار ميگم دوستت دارم. (الناز خانوم)

بزرگترن آرزوم اينه كه كوچكترين آرزوي تو باشم. (الناز خانوم)

اين دنيا عجيبه ! تا مريض نشي گل واست نميارن ، تا گريه نكني نوازشت نمي كنن ، تا فرياد نكشي به طرفت برنمي گردن و تا نميري نمي بخشنت. (الناز خانوم)

زدم فرياد خدايا اين چه رسمي ست.- رفيقان راجداكردن هنرنيست- رفيقان قلب انسانند خدايا- بدون قلب چگونه ميتوان زيست(الناز خانوم)

 

اين اس ام اس رو واسه 3 نفر بفرست : 1.بهترين دوستت 2.نفست 3.عزيزتزين كست ؛ حالا بشين فكر كن ببين تو كدوم يكيش بودي كه من اين اس ام اسو واست فرستادم. (سوده خانوم)

بلبل صفت نيستم كه برهرشاخه اي غوغاكنم شمعم وميسوزم وجان رافدايت ميكنم ، روزگاري است كه من طالب رخسارتوأم فكر من باش دراين شهر گرفتارتوأم گفته بودي كه طبيب دل بيمار مني پس طبيب دل من باش كه بيمارتوأم (فاطمه خانوم)

 

خدايا من در كلبه حقيرم چيزي دارم كه تو در ارشه كبرياي ي نداري ، من تو رو دارم و تو همچون خود نداري.(ناشناس)

 

آنچه كه هستي هديه خداوند به توست . و آنچه كه ميشوي هديه تو به خداوند ؛ پس بي نظير باش ....(ناشناس)

اولا از دوستانی که اس ام اس میفرستن تشکر و

دوستانی که اس ام اس میفرستن لطف کنن اسمشون رو هم بنویسن .




            با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم

                                    نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم

            چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند

                                   دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم

           تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده

                                  گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم 

اس ام اس های دوستان

 

وقتی دلت تنگ شد،وقتی چشمات ترشد،وقتی دیگه نبود کسی امیدت و  همنفسی،بدون که هست  اینجاکسی که توواسش  همه کسی  ( از خانوم ش.ش)


بيا جهانو با هم قسمتش كنيم ، آسمون ماله تو ابراش ماله من ، دريا ماله تو موجاش ماله من ، خورشيد ماله تو ماه ماله من ، اصلا تمام دنيا ماله تو ، تو ماله من  (از ليلا خانوم)


 دو چيز هيچ وقت از ياده آدم ها نميره 1.دوستاي خوب 2. روزهاي خوب ، يك چيز هم هيچ وقت از دله آدما نميره  : روزهاي خوبي كه با دوستاي خوب گذشت. (بازم از طرف ليلا)


يك شب يك ستاره از آسمون اومد كناره پنجره اتاقم گفت دنيا رو ميخواي يا يك دوست ، خوب منم گفتم هيچكدوم چون يه دوست دارم كه يه دنيا مي ارزه (از طرف ماهان جون)


يادمان باشد كه امروز خطايى نكنيم ،گرچه درخويش شكستيم صدايى نكنيم، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق زهر بي سروپايى نكنيم.  (از شهناز خانوم)


 پازله دله كسي رو به هم ريختن هنر نيست ،اگه با تيكه هاي شكسته دلي ، يك پازله جديد واسش ساختي هنر كردي. (از سحر خانوم)


دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه. (از مهديه)


 

شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!!

از طريق ايميل از طرف سحر

البته يكم تكراري بود مطلب بالا ولي خوب زحمت كشيده بودن منم گزاشتم.


 

خوب حالا نوبت خودمه :

از اين به بعد شما شاهد عكس هاي زيبا گرفته شده از خودم از زيبايي هاي طبيعت در هر پست هستين.

برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود عكس ها

دلقك

 

يك دكتر روانشناسي بود كه هر كس مشكلات روحي و رواني داشت به مطب ايشان مراجعه مي كرد و ايشان با تبحر خاصي بيماران را مداوا مي كرد و آوازه اش در همه شهر پيچيده بود.
يك روز يك بيماري به مطب اين دكتر آمد كه از نظر روحي به شدت دچار مشكل بود. دكتر بعد از كمي صحبت به ايشان گفت در همين خياباني كه مطب من هست، يك تئاتري موجود هست كه يك دلقك برنامه هاي شاد و خيلي جالبي اجرا مي كند. معمولا بيماراني كه به من مراجعه مي كنند و مشكل روحي شديدي دارند را به آنجا ارجاع مي دهم و توصيه مي كنم به ديدن برنامه هاي آن دلقك بروند و هميشه هم اين توصيه كارگشا بوده و تاثير بسيار خوبي روي بيماران من دارد. شما هم لطف كنيد به ديدن تئاتر مذكور رفته و از برنامه هاي شاد آن دلقك استفاده كرده تا مشكلات روحي تان حل شود.
بيمار در جواب گفت: آقاي دكتر من همان دلقكي هستم كه در آن تئاتر برنامه اجرا مي كنم.

 

 

هميشه هستند آدم هايي كه در ظاهر شاد و خوشحال به نظر مي رسند و گويا هيچ مشكلي در زندگي ندارند، غافل از اينكه داراي مشكلات فراواني هستند اما نه تنها اجازه نمي دهند ديگران به آن مشكلات واقف شوند، بلكه با رفتارشان باعث از بين رفتن ناراحتي و مشكلات ديگران نيز مي شوند.



دل من يه قفله اما دست تو مثل كليده

مي خوام از تو بنويسم كاغذام همش سفيده

 

يه سؤال عاشقونه بگه هر كسي مي دونه

اونكه دادم دل و دستش چرا دل به من نمي ده

 

چه قدر دعا كنم من خدارو صدا كنم من

دست من به آسمونه نيمه شب دمه سپيده

 

گفتم از عشق تو مي خوام سر بذارم به بيابون

گفت تو عاقل تر از ايني اين كارا از تو بعيده

 

التماس كردم كه يك شب لااقل بيا تو خوابم

گفت كه هذيون و تموم كن انگاري تبت شديده

 

گفتم آرزو دارم تو مال من بشي يه روزي

گفت تو اين دنياي بي رحم كي به آرزوش رسيده؟

 

اوني رو كه دوست نداري دنبالت مياد تا آخر

اوني كه دنبالشي تو چرا دائم نا پديده

 

تو از اون روزي كه رفتي دل من ديوونه تر شد

رنگ من كه هيچي زيبا رنگ آسمون پريده

 

سرنوشت گريه نداره خودت اين و گفتي اما

تو دل من نمي دونم چرا باز يه كم اميده

 

تو من و گذاشتي رفتي اما مي خوام بنويسم

چه قدر واسم عزيزه اونكه از من دل بريده


خدايا گر تو درد عاشقي مي کشيدي

    تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي

تو هم چون من به مرگ آرزوها مي رسيدي

  پشيمون مي شدي از اين که عشق رو آفريدي

 

** ------------------------****************-------------------------**

=-= =-= X = -==-=

 دل من يه قفله اما دست تو مثل كليده

مي خوام از تو بنويسم كاغذام همش سفيده 

يه سؤال عاشقونه بگه هر كسي مي دونه 

اونكه دادم دل و دستش چرا دل به من نمي ده 

چه قدر دعا كنم من خدارو صدا كنم من

دست من به آسمونه نيمه شب دمه سپيده 

گفتم از عشق تو مي خوام سر بذارم به بيابون 

گفت تو عاقل تر از ايني اين كارا از تو بعيده 

التماس كردم كه يك شب لااقل بيا تو خوابم 

گفت كه هذيون و تموم كن انگاري تبت شديده

گفتم آرزو دارم تو مال من بشي يه روزي

گفت تو اين دنياي بي رحم كي به آرزوش رسيده؟

اوني رو كه دوست نداري دنبالت مياد تا آخر

اوني كه دنبالشي تو چرا دائم نا پديده

تو از اون روزي كه رفتي دل من ديوونه تر شد

رنگ من كه هيچي زيبا رنگ آسمون پريده

سرنوشت گريه نداره خودت اين و گفتي اما

تو دل من نمي دونم چرا باز يه كم اميده 

تو من و گذاشتي رفتي اما مي خوام بنويسم 

چه قدر واسم عزيزه اونكه از من دل بريده

((ازمریم حیدرزاده))


  

---    ده ثانیه ی زیبا ---

ده ثانیه تا ا نتها ، پا یا نی بی سر و صدا. بی خبر ا ز هر شب و روز ، من و يه شمع نیمه سوز

یکی گذشت از ثانیه ، 9 تای دیگه باقیه . ای کاش تو لحظه ای که رفت ، مید ید مش 1 بار دیگه

اون دور بود و تو حسرتش ، ثانیه ها که میگذشت. ای کاش تو این 1 ثانیه ، بی بودنش نمی گذشت

ساعت میگه 2 ثا نیه ، 8 تای دیگه باقیه . یه عمر نشستم منتظر ، کی میگه ا ینا بازیه

فقیر بودن جرم منه ، عاشق بودن تنها گناه . یه عمري چشم به در بودم ، این آخرها هم چشم به راه

ساعت بازم بهم میگه ، 3 ثانیه رفته دیگه . خبر داری چه زود گذشت

مونده فقط 7 ثانیه . هی با خودم گفتم میا د ، امید تو ندی به باد

داد میزنم پس کی میای ، کسی جوابمو ندا د ، ازم فقط این باقیه . ثانیه پشت سر هم

رفتن تا شش و هفت و هشت . لحظه تو گوشام داد میزد ، 8 ثانیه ازت گذشت

من موندمو 2 ثانیه ، ا زم فقط این با قیه .من وز نشستم منتظر

چشم امیدم ساقیه . آي ای باد سحر ، واسش ببر تو این خبر . بگو که من تا آخرین

 خیره بودن چشمام به د ر

ثانیه نهم که رفت ، مونده فقط 1 ثانیه

سرت سلامت نازنین ، از من يه لحظه باقیه . قسمت نشد ببینمت ، شا ید که لایق نبو دم

منتظرت موندم ، یه وقت نگی که عاشق نبودم

ثا نيه ي 10 گل ياس ، را حت شدم ديگه خلاص . آزاد شدم بيام پيشت ، بي واهمه بي چرا 

قشنگ ترین ثانیه ها ، این 10 تا بود که زود گذشت

 

غصه نخور مسافر

  

 

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم

از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم

 

 

فرقي نداره بي تو بهارمون با پائيز

نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز!

 

 

غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست

اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست

 

 

غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت

فداي برق ناز اون چشماي قشنگت

 

 

غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري

من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري

 

 

غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي

ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي

 

 

غصه نخور مسافر غصه اثر نداره

از دل تو مي دونم هيچكس خبر نداره

 

 

غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند

بهار تو برمي گردي چيزي نمونده بخند

 

 

غصه نخور مسافر هميشه اينجوري نيست

هميشه كه عزيزم راهت به اين دوري نيست

 

 

غصه نخور مسافر تولده دوباره

غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره

 

 

غصه نخور مسافر تو خود آسموني

در آرزوي روزي كه بياي و بموني

 

 

سلام عزیزان من

 



اوني كه يه وقتي تنها كسم بود

تنها پناهه دله بي كسم بود

تنهام گذاشتو ، رفت از كنارم

از درد دوريش من بي قرارم

خيال مي كردم ، پيشم ميمونه

ترانه عشق واسم ميخونه

خيال ميكردم يه همزبونه

نمي دونستم نا مهربونه

با اينكه رفته اما هنوزم

از داغه عشقش دارم ميسوزم

فكرو خيالش همش باهامه

هر جا كه ميرم جلو چشامه

دلم ميخواد تا ، دووم بيارم

رو درد دوريش مرهم بزارم

اما نميشه ، راهي ندارم

نميتونم من طاقت بيارم


<< غزال رمیده >>

 

نوشتم اين غزل نغز ، با سواد دو ديده

كه بلكه رام غزل گردي ،  اي غزال رميده

سياهي شب هجر و اميد صبح سعادت

 سپيد كرد مرا ديده تا دميد سپيده

نديده خير جواني ، غم تو كرد مرا پير

برو كه پير شوي اي جوان خير نديده

به اشك شوق رساندم تو را به اين قد و اكنون

به ديگران رسيدت ميوه ، اي نهال رسيده

ز ماه شرح ملال تو پرسم اي مه بي مهر

شبي كه ماه نمايد ملول و رنگ پريده

بهار من تو هم از بلبلي حكايت من پرس

كه از خزان گلش خارها به ديده خليده

به گردباد هم از من گرقته آتش شوقي

كه خاك غم به سر افشان به كوه و دشت دويده

هواي پيرهن چاك آن پري است كه مارا

كشد به حلقه ي ديوانگان جامه دريده

فلك به موي سپيد و تن تكيده مرا خواست كه

دوك و پنبه برازد به زال پشت خميده

خبر ز داغ دل شهريار بشنوي ، اما

 در آن زمان كه زخاكش هزار لاله دميده

 


آی خدا دلگیرم ازت

 

آي خدا دلگيرم ازت


آي زندگي سيرم ازت


آي زندگي ميميرمو


عمرمو ميگرم ازت


اين غصه هاي لعنتي


از خنده دورم ميكنن


اين نفس هاي بي هدف


زنده به گورم ميكنن


چه لحظه هاي خوبيه


ثانيه هاي آخره


فرشته ي مردن من


منو از اينجا ميبره


آي خدا دلگيرم ازت


آي زندگي سيرم ازت


آي زندگي ميميرمو


عمرمو ميگرم ازت


چه اعترافه تلخيه


انگار رسيدم ته خط


وقت خلاصي از همست


آي دنيا بيزارم ازت

 

*-*-*-*-***-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*


قطره قطره بارونوو ، اتاقه تاريك


منو روياي تو و ، يه راه باريك


تك تنها واسه تو ترانه ساختم


تو غمار عاشقي دلتو باختم


خاطره ، خاطره ، خاطره هاتو نميخوام


خاطره ، خاطره ، خاطره هاتو نميخوام


تويه نيمه هاي شب باز پريشونم


عشق من عاشقتم بزار بمونم


تو جووني قسمتم شد غم غصه


دردم رو به كي بگم من نميدونم


به خدا ديگه رمق واسم نمونده


زندگي رو نميخوام آره ديوونم

 

سال نو مبارك

بله باز هم يك سال گذشت و ما همچنان در پي رسيدن و نزديك تر شدن به معشوق خودمان هستیم

 

اين چنين است رسم دنيا و اين چنين است سرنوشت

 

:حرف از سرنوشتو ، روزگارو ، دنيا شد ياد يك جمله زيبا افتادم اينم اون بود كه

سعي نكن روزگار رو با خودت وفق بدي و با خودت راه ببري بلكه تو بايد خودرا با روزگار و دنيا وفق بدي و با آن همگام شوي و اگرنه ميبازي  

.سرنوشتي زيبا و عاشقانه و شادي را بريتان آرزو ميكنم

 

و اميدوارم در سال جاري براي رسيدن به معشوقتون تلاش بيشتري كنيد و اونو بيشتر از هر زمانه ديگري دوست بداريد

 

.منم فكر كنم اين سال نو بهترين ساله نوئي باشه كه تا الان تجربه خواهم كرد

 

 

:اين شعرو به تمامه عاشقان تقديم ميكنم

 

در اين خلوت و تنهائي شكستم,صدا كن مرا


بيا از اين افكارسوءو پريشان ,جدا كن مرا


بيا دوباره همچو گندم تشنه به باران


در دشتي پر از نرگس وشقايق,رها كن مرا


چو بداني از ان توست زندگي من


براي دو جشم خمار و زيبايت ,فدا كن مرا


جه رنج و درد مى كشم گر تو نباشي اينجا


به كنارم بيا و با غزلي شرين ,روا كن مرا


سال نو بر تمامه عاشقان و معشوقين مبارك

مشكوكم ....... چه كنم

 ...........نميخواهم در شك باشم

..........نميخواهم برايم مبهم باشد

.....زمزمه زياد است

........افكار متفاوت

........خيالات بسيار

....رازهاي پنهان

......اشك روان روان

.........نميدانم ميخواهم با او باشم يا نمي خواهم

.........اصلا آيا دوستم دارد

.........آيا مرا ميخواهد

........سال ها درانتظار شنيدن يك جمله ي دوستت دارم

.......ميخواهم بدانم

.........ميخواهم بدانم آخر اين قصه چه مي شود

........سكوت

........سكوت

..........كسي نيست كه بگويد

......و باز هم سكوت

.......ندايي آمد

.......گويي در تنها ترين تنهايي كسي چيزي گفت

.......توكل كن

.......فراموش كرده اي

.......آري كسي هست كه بگويد

.......اي تسكين دهنده روح كمكم كن

.......بارالاها چه كنم ؟

 

گل یاس

سلام عزیزان

ایندفعه یک شعر از شادمهر گذاشتم که خیلی این شعرو دوست دارم

يك روز يه باغبوني یك مرده آسموني
نهالي كاشت ميونه باغچه ي مهربوني
مي گفت سفر كه رفتم يه روز دو روزگاري
اين بوته ي ياسه من ميمونه يادگاري
هر روز غروب عطره ياس تو كوچه ها مي پيچيد
ميونه كوچه باغا بويه خدا مي پيچيد
.
.
.
اونايي كه نداشتن از خوبيا نشونه
ديدن كه خوبيه ياس باعثه زشتيشونه
عابر هاي بي احساس پا گذاشتن روي ياس
ساقه هاشو شكستن آدم هايه نا سپاس
.
.
ياسه جوون برگ اون تكيه زدش به ديوار
خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار

يه باغبونه ديگه شبونه ياسو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغه ديگه اي كاشت
هزار ساله كوچه ها پر ميشه از عطره ياس
اما مكانه اون گل مونده هنوز ناشناس

***********************

من آن گل لاله بودم

باد وحشی پرپرم کرد

آتشی بودم تو صحرا

... عشق آمد خاکسترم کرد

 

:اینم یک عکس که خودم درستش کردم و تقدیم میکنم به عشقم که خیلی دوستش دارم

عشق معنی لبخند ماست

معنی لبخند ما، پیوند ماست

عشق یعنی اینکه باور کنیم

یک دل دیگر ارادتمند ماست

-----------

......................

-----------

یکی بود یکی نبود

وقتی این یکی بود،اون یکی نبود

وقتی اون یکی بود،این یکی نبود

مهم نیست کی بود، كي نبود

!...مهم اينه كه هيچ وقت اين يكي با اون يكي نبود


یک روز  

/+-*/+-*/+-*/+-*/+-*/+-*/+-*/+-*/+-*/

یک روز از عشق تو مستم

یک روز از زندگی خسته

یک روز دستت تویه دستم

یک روز بار سفر بسته

یک روز با تو

یک روز تنها

یک روز بیگانه ایم با هم

تو این دنیایه با نفسا

آخه دیوانه ایم ما هم

------------------------------------------------------

به تو گفتم منو عاشق نكن ديوونه ميشم

منو از خونه آواره نكن بي خونه ميشم

خطر كردي نترسيدي منو دلداده كردي

تو كردي هرچه با اين ساكته افتاده كردي

------

---------------------------

------

تنهام ِ چه کنم با این تنهایی

خدایا آزادم کن از بند بی وفایی

....من

(())(())(())(())(())(())((())((())(())

من پُر از شب،من من پُر از راز نهفته               قلب من بازيچه ي يک عمر حرفاي نگفته


من اسير خاطرات تلخ و پوچم                            قلب من زندانيه يک شب نخفته


من به تو يک خنده از روي تلنگر                   خنده اي پُر درد،کوچک،بي تمسخر


مي دهم هديه،تا تو؛بارِ ديگر                                    رهايم سازي از بند  تنفّر


من و تو خسته ي اين مسير دوريم                من و تو عاشق خود،خودخواه  کوريم


قلب ما اسير حرف هر کلاغي                            من و تو قرباني ِ جنگِ تلافي


من و تو پايه ي برج عاشقاييم                            من و تو سنگ صبور قصّه هاييم


قلب ما،قلب قناري هاي ساکت                                 من و تو تازه نفس،اوّل راهيم

 


 

با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن

زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن

زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن

مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت

از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن

دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار

اين شرر از من مگير از نو سيه پوشم مكن

چون صبا در جستجوی خود به هر سويم مكش

همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن

اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز

هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن

(()))(())(())(())(())(())(())(())(())

:‌‌خوب حالا از شما میپرسم

(**((*(آشیانه ی عشق کجاست؟)*))**)

.لطفا جواب اين سؤال رو در بخش نظرات بنويسيد×××

اینم یک داستان به صورت شعر که اشکته در میاره

 

****************

 

نيمه شب ، آواره و بي حس حال                         در سر سوداي عشقي بي زوال

پرسه اي آغاز كردم در خيال                                    دل به ياد آورد ايام وصال

از جدايي يك دو سالي مي گذشت                     يك دو سال از عمر رفته بر نگشت

دل به ياد آورد اول بار را                                          خاطرات اولين ديدار را

آن نظر بازي آن اسرار را                                   آن دو چشم مست آهو وار را

همچو راضي ، مبهم سر بسته بود                   چون من از تكراره او هم خسته بود

آمده هم اشيان شد با من او                                هم نشين ، هم زبان شد با من او

خسته جان بودم كه جان شد با من او                      نا توان بودم توان شد با من او

دامنش شد خوابگاه خستگي                                    اين چنين آغاز شد دلبسگي

واي از آن شب زنده داري تا سحر                   واي از عمري كه با او شد به سر

مسته او بودم زدنيا بي خبر                                دم به دم اين عشق ميشد بيشتر

آمده در خلوتم دم ساز شد                                       گفتگو ها بين ما آغاز شد

گفت در عشقت وفا دارم بدان                       من تو را بس دوست مي دارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان                       چون تويي مخموره خمارم بدان

با تو شادي مي شود غم هايه من                           با تو زيبا مي شود فرداي من

گفتمش دل به عشقت افزون شده                          دل زجادويه رخت افزون شده

جز تو هر ياري زدل مدفون شده                           عالم از زيباييت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب يعني خاموش                طعمه بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود                        بهره كس جز او در دل جا نبود

ديده جز بر رويه او بينا نبود                          همچو عشق من هيچ گل زيبا نبود

روزگار اما وفا با ما نداشت                              طاقت خوشبختي ما را نداشت

پيش پايه عشق ما سنگي  گذاشت                    بي گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخره اين قصه هجران بوده بس                       حسرت ، غصه فراوان بوده بس

ياره ما را از جدايي غم نبود                            در غمش مجنون عاشق كم نبود

بر سر پيمانه خود محكم نبود                          سهمه من از عشق جز ماتم نبود

با منه ديوانه پيمانه ساده بست                           بي خبر پيمانه ياري را گسست

اين خبر ناگاه پشتم را شكست                              آن كبوتر ناگهان از بند رفت

رفتو با دلداره ديگر عهد بست                      با كه گويم كه او داستانه من است

خصمه جان ، تشنه خونه من است                    بخته بد وين مثله او قسمت نشد

اين گدا مشموله آن رحمت نشد                        آن طلا حاصل به اين قيمت نشد

عاشقان را خوش دلي تقدير نيست                      با چنين تقدير بد ، تدبير  نيست

از غمش با بي چارگي هم دم شدم                            باده غصه ي او من  شدم

مسته مخمور و خراب از غم شدم                         زره زره آب گشتم كم شدم

آخر آتش زد اين دل ديوانه را                        سوخت بي پروا پر پروانه را  

عشقه من از من گذشتي ، خوش گذر                  بعد از آن حتي تو اسمم را نبر

خاطراتم را تو بيرون كن ز سر                     ديشب از كف رفت فردا را نگر

آخر اين يك بار از من بشنو تو پند                        بر منو بر روزگارم دل نبند

عاشقي را دير فهميدي چه سود                         عشقه ديرين گسسته تار و پود

گر چه آبه رفته باز آيد به رود                             ماهيه بيچاره ام مرده بود

بعد از اين هم آشيانت هر كه هست                 باش با او ياده تو مرا بس است

 

بازم شعر

----------------

---------------------------------

----------------
باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بنام خداي عاشقان: كاش مي شد عشق را تفسير كرد/ كاش مي شد عمر را تكثير كرد/ روي اين گردونه نا مهربان/ گرمي مهر تو را تصوير كرد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه آخرين عشق يك پسر باشد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه كنه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------دلي گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من! عقل ناليد: كجا حل شود اين مشكل من؟ مرگ خنديد: در اين خانه‌ي ويرانه‌ي من!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------ديشب نديدي كه چه محشر كردم/ با اشك تمام كوچه را تر كردم/ ديشب كه سكوت دق مرگم مي كرد/ وابستگي ام را به تو عادت كردم

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ديروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضي بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من ياد تو بود/ حق من اعدام بود

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود.

اینم یک چند قطعه شعره عاشقانه

----------------

---------------------------------

----------------
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است----------------------------------------------------------------------------------------------------------کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را

---------------------------------------------------------------------------------------------------------با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم/نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه‌هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
 بي تو مهتاب شبي باز ازآن كوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم/شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم/ از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم/ تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم/ شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
انسان با سه بوسه تكميل مي شود 1-بوسه مادر كه با آن با يه عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كني 3- بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابديت مي گذاري